مطالب نوشته شده در موضوع «خودم» (صفحه ۴)


اگه قرار باشه بزرگترین تجربه زندگیت رو یادم بدی چی می نوشتی؟

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

جواب تعدادی از  دوستانم در پاسخ به یک پیامک؛ اگه قرار باشه بزرگترین تجربه زندگیت رو یادم بدی چی می نوشتی؟   اویسی: بزرگنرین تجربه من: گول ظاهر آدما رو نخور. به هر کسی اعتماد نکن. رودرواسی داشتن همیشه  خوب نیست. چون به خودت آسیب می زنه. اعتمادی: برای جواب تجربه زندگی: چون "هیچ چیز" از "هیچ کس" بع...

ادامه مطلب

تحت تاثیر دیگران قرار نگیر...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

امروز دوت داشتم بلند به یه نفر بگم، تحت تاثیر دیگران قرار نگیر. حواستو جمع کن. چند سال با سختی کارت، کار کردی این چند هفته و چند ماه رو تحمل کن.  دوست داشتم بلند بگم می خوای حرفاتو بزنی ، بزن اما با سیاست. طوری که متهم به بی ادبی و کم کاری نشی. امروز فرصت خوبی بود که دست رفقاتو بگیری و بری پیش ر...

ادامه مطلب

دوست آن است که گیرد دست دوست

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

دوست آن است که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی   * شریفی  در پاسخ به دوستی که در انتظار پاسخی از من درباره «حق دوستی» است می خواهم بگویم: هر چه فکر می کنم، می بینم سخت است نهایت حق دوستی را ادا کرد. سخت تر آن است که در شرایط و زمانه ای به سر ببری که آنقدر سرگرم خودمان هستیم که وقتی برای ...

ادامه مطلب

اخلاقِ یک پدر

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

 شریفی   حرف های شنبه امروز، از درد و دل یکی از دوستانم گرفته شده است؛ که ممکن است برای خیلی ها آشنا باشد. آنچه که به کنایه می گوییم «کوچه روشن کن و خونه خاموش کن» حقیقتا ویژگی خیلی از ماها را بیان می کند؛ خدا کند که بتوانیم خود را تغییر دهیم... *** باد و طوفان بود و پنجره باز... همین موضوع باعث...

ادامه مطلب

در حد یک تلنگر

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

• شریفی  زمستانی را پشت سر گذاشته ایم و در بهاری به سر می بریم، با زیبایی ها و ویژگی های  خاص خودش... فصلها می آیند و می روند؛ تا ما به خود بیاییم و به خود فکر کنیم و دوباره خودی بسازیم که از طبیعت یاد گرفته است دگرگون شود... به نظر نمی رسد که درست باشد ما همان باشیم که بوده ایم. این حکایت تغییر...

ادامه مطلب

چگونه است رسم زیبا شدن؟

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

چگونه است رسم زیبا شدن؟  محبوبه شریفی   زندگی زیباست ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایی رسند   پس از گذشت 16 روز از نود و سومین سال شمسی بازهم به خانه هایتان آمده ایم تا در کنار هم و با هم به این موضوع فکر کنیم که «چگونه است رسم زیبا شدن؟» و «امروز چگونه ایم؟» پس از گذراندن خانه تکانی ها، دید و...

ادامه مطلب

بعد از چند روز!!!

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

سلام. بعد از چند روز غیبت اومدم. تاخیرم هم به خاطر اشکال در سیستمم  بود. دیروز لپ تاپ رو بردم پیش یکی از همکارانم و مشکل حل شد. تو این چندروز (حدود چهل روز) موارد زیر اتفاق افتاد: 1. توی محیط کار ، مسوولیتم تغییر کرد. رفتم طبقه دوم. کارم حساستر شد . 2. همسر عموم تصادف کردند و چندروزی در بیمارستا...

ادامه مطلب

6 فروردین 93

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

امروز جای همه دوستان خالی بود. خوش گذشت به من و خانواده ام. ناهار میهمان عمه بودیم. غصر رفتیم بیرون هم یکم خرید و هم یکم پیاده روی کردیم. شام هم میهمان آقا سینا و زری جان بودیم! اینو نوشتم که یادم بمونه با هم بودن چقدر خوبه... البته میهمان بودن هم خیلی خوبه!

ادامه مطلب

پیامکهای دریافتی من در نوروز 93

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

سلام. وقت بخیر. امسال پیامکهای خوب و قشنگی رو به مناسبت فرارسیدن نوروز و سال نو از دوستان، اقوام و همکارانم دریافت کردم. برای همه این بزرگواران آرزوی صحت و سلامتی و موفقیت دارم. در ضمن پیامک من برای همه این عزیزان این بود: در سال نو، امیدوارم خداوند حافظتان/ لبخند میهمان لبانتان/ امید همراه دلتا...

ادامه مطلب

کمی آرام گرفتم

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه
کمی آرام گرفتم

ماهی های قرمز تُنگِ دلم کمی آرام گرفتند...   و امروز با خودم زمزمه می کردم... زندگی زیباست ای زیباپسند زنده اندیشان به زیبایی رسند...

ادامه مطلب

پیاده روی در هوای سرد و بارونی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

و من جقدر خوشحالم... امروز باران بارید... دیشب هم... و من تلافی همه ی دلتنگیهایم را امروز در آوردم... از 5 بعد از ظهر تا 8 شب راه رفتم و پیاده روی کردم... در هوایی سرد و بارانی... وقت خوبی رو گذروندم... فکر کنم خیلی به این پیاده روی نیاز داشتم...   امشب به یه نمایشگاه هم رفتم... آثار هنری مهدیه ...

ادامه مطلب

پاسخ های پیامکی یک نظرسنجی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

سوال من: شما فکر می کنید سایت یک روزنامه ی محلی چه امکانات، قابلیت و ویژگی هایی باید داشته باشد؟ پاسخهای دریافت شده: براتی: باید به روز باشه. قابلیت جستجو داشته باشه. گزارش تصویری داشته باشه. خبرها به تفکیک کوتاه و بلند طبقه شده باشه. پست خبرنگار افتخاری داشته باشه و ... حسینی: به نظرم اول از هم...

ادامه مطلب

تبر و درخت

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه
تبر و درخت

تبر کار خودشو کرده حالا هر کار کنه هیچی نمی تونه جای خالی اون تیکه که حالا دیگه نیست رو بگیره ... هر جور که فکر کنی راهی برای جبران وجود نداره! تفاوت زیادی بین دوستی تبر و درخت به نظرم میاد. مثل خیلی از دوستی ها و رفاقتهای ما آدمها... خیلی از ماها نقش تبر رو بازی می کنیم و خیلی ها نقش درخت... هی...

ادامه مطلب

15 اسفند سالگرد درگذشت بی بی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

پنجشنبه 15 اسفند 92 مصادف بود با اولین سالگرد فوت بی بی . یک سال گذشت. امروز همه اعضای خانواده و تعدادی از اقوام و فامیل سر مزار بی بی حاضر شدیم و فاتحه ای خواندیم. امروز آرامستان بیرجند مثل همه پنجشنبه ها شلوغ بود... بر مزار چند نفر از فامیل هامون هم رفتیم و به بازماندگان تسلیت گفتیم.... امروز ...

ادامه مطلب

برگشت ناگهانی از شیراز!!!

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

سلام وقت بخیر... جمعه گذشته (2 اسفند 92) مهمونایی داشتیم که من و تمام خانواده مو بردن تو فکر... اونم تو فکر شیراز! (البته فقط خانواده ام منظورمو می فهمن). اون لحظه ای که یهو و ناگهانی از این فکر باطل اومدیم بیرون و فهمیدیم همگی سر کار بودیم و اشتباه فهمیدیم که موضوع از چه قراره کلی خندیدیم!!! جا...

ادامه مطلب