مطالب نوشته شده در موضوع «خودم» (صفحه ۲)


با هرکس همانگونه...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

با هر کس همانگونه که لایق است نمی توان رفتار کرد... با تو چگونه همچون   تو   شوم؟   21/...

ادامه مطلب

یک هزار دلهره...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

یک هزار دلهره یک صد دشت جنون یک عمر تنها بی تو بی دل بی فانوس   2...

ادامه مطلب

تو را دیدم...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

تو را دیدم مرا دیدی نگاهم را دزدیدم دلم را دزدیدی   2...

ادامه مطلب

راه باز کنید...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

راه باز کنید از تنگنای خیال تا بزرگراه آواز راهی به وسعت پرواز راه باز کنید من می خواهم رد شوم...   2...

ادامه مطلب

همینطوری!

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۱ دیدگاه

خداروشکر، دوستانی هستند که از دیدارشون خوشحال می شم و لبخند بر لبان نقش می بندد. دوستانم امیدوارم حالتون خوب و خوش باشه. همیشه و همه جا. الهی آمین...

ادامه مطلب

یه روز کاری توی یه روز تعطیل...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

سلام. وقت بخیر. امروز پنجشنبه 19 آذر 94 مصادف بود با سالروز رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن(ع).  امروز شیفت و سرکار بودم. امروز الحمدالله روز کاری سختی نبود اما ، اما دلم گرفته بود.  بغضی در گلو و اشکی در گوشه ی چشم داشتم، حال و هوای غریب و در عین حال آشنایی داشتم. (حال و هوای غریب آشنا نمی دون...

ادامه مطلب

حس خوب یه پیاده روی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۱ دیدگاه

امشب ، پس از مدتها، پیاده روی کردم در هوایی تا حدودی سرد، همراه با نم نم بارون. نوشتم یادم بمونه که حس خوبی از این راه رفتن به دست آوردم. بنظرم این موضوعات کوچیک می تونن کمک بزرگی برای کسب آرامش به ما بکنن. باید خیلی خدا رو شکر کرد که می تونی از فضای پراسترس کار دور بشی و این جور فرصتی رو بدست ب...

ادامه مطلب

دیداری که مقدر نمی شود انگار

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۲ دیدگاه

دیداری که مقدر نمی شود انگار دردی که مداوا نمی شود انگار راهی که به پایان نمی رسد مقصد ندارد و ساکن نمی شود انگار از پشت سر خراب می شود پلها یکی یکی بازگشتی که دیگر مهیا نمی شود انگار خاطره ای نماند که شرحش روا شود حرفی نیامده گویا نمی شود انگار شعری نماند که کار گر افتد دیوان نانوشته خوانده نمی...

ادامه مطلب

رفاقتی دوباره

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه
رفاقتی دوباره

فردا دوماه از آغاز رفاقتی می گذرد که دوباره جان گرفته است. همه چیز از 19 سپتامبر (مصادف با شنبه 28 شهریور) آغاز شد. تاریخی که صفحه ی تلگرام نشان می داد. با یک پیام ساده . حالا من هستم و رفاقتی دیرین ، محبتی سرشار و حرفهای...

ادامه مطلب

چه حرفها...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

چه حرفها گه باید گفته شود و ناگفته باقی می ماند.  معلوم نیست چه حکمتی در آن است...

ادامه مطلب

در باب "اصول"

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

برای هر کاری، اصولی ست. وقتی خوب نگاه می کنیم می بینیم ما چقدر درگیر اصول هستیم. درواقع اصول بسیاری در دور و برماست که ما را احاطه کرده است.  اصول کاری      اصول زندگی       اصول دین      اصول دوستی      اصول اجتماعی      اصول تخصصی و حرفه ای     اصول سازمانی      و ...   آنچه که مشخص ست ، برای ...

ادامه مطلب

سکوت و دیگر هیچ... حرمتی شکسته شد...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۱۲ دیدگاه

حفظ دوستی و احترام به این ارتباط ، به نظرم خیلی مهمه. اما اگر از جانب یکی، (خواسته یا ناخواسته) حرمت و شخصیت طرف دیگه خدشه دار بشه ؛ نباید اصراری به حفظ این دوستی داشته باشیم. به نظرم باید با آرامش به این دوستی خاتمه داد. نیازی به سر و صدا و داد و بی داد نیست. این دوستی ؛ شاید وقتی دیگر... اما ف...

ادامه مطلب

دو جمعه خوب

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

جمعه گذشته (27 شهریور 1394) یه جمع خانوادگی و دوستانه ی عالی رو داشتیم. ناهار دعوت یه خانواده ی مهربون. تو هوای آزاد. *** جمعه (20 شهریور 1394) ، دوباره و پس از حدود دو سال ، دوباره دیدمش. دوستی را که فکر نمی کردم دیگر بار روی بنمایاند. و در یک ساعتی که در معیتش بودم حرفها و صحبتهای محتلفی به می...

ادامه مطلب

دیدار

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۱ دیدگاه

روز جمعه (20 شهریور 1394) پس از حدود دو سال ، دوباره دیدمش. دوستی را که فکر نمی کردم دیگر بار روی بنمایاند.  در یک ساعتی که در معیتش بودم حرفها و صحبتهای محتلفی به میان آمد. و در آن یک ساعت، لبخندی مدام، بر لبان من نقش بسته بود.

ادامه مطلب

صدق و صفای بهار ...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

صدق و صفای بهار گلهای دشتو رنگ داد خوشا به حال بهار با عطر و با ترانه از قدیم اشناست چل گیس بید مجنون سبز می شه توی بهار خدا کنه بهار بیاد و دلهارو         آشتی بده با همد...

ادامه مطلب