مطالب نوشته شده در موضوع «شعر» (صفحه ۲)


تک بیت هایی از هوشنگ ابتهاج

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت هوشنگ ابتهاج *** جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش کز جان شکیب هست و زجانان شکیب نیست هوشنگ ابتهاج *** افسوس بر آن چشم که با پرتو صد شمع در آینه ات دید و ندانست کجایی ! هوشنگ ابته...

ادامه مطلب

تک بیت هایی از فرخی یزدی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

شب که دربستم ومست ازمی‌نابش کردم چرخ اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم فرخی یزدی *** زندگی   کردن  من مردن  تدریجی بود آن چه جان کند تنم عمر حسابش کردم فرخی یزدی *** قسم به عزت و قدر و مقام آزادی که روح‌بخش جهان است، نام آزادی به پیش اهل جهان محترم بود آن‌کس که داشت از دل و جان، احترام آزادی فرخی ی...

ادامه مطلب

تک بیت هایی از فرخی یزدی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

شب که دربستم ومست ازمی‌نابش کردم چرخ اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم فرخی یزدی *** زندگی   کردن  من مردن  تدریجی بود آن چه جان کند تنم عمر حسابش کردم فرخی یزدی *** قسم به عزت و قدر و مقام آزادی که روح‌بخش جهان است، نام آزادی به پیش اهل جهان محترم بود آن‌کس که داشت از دل و جان، احترام آزادی فرخی ی...

ادامه مطلب

تک بیت هایی از فردوسی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۳ دیدگاه

اگر مایة زندگی بندگی است دو صد بار مردن به از زندگی است فردوسی *** خردمنــد باش وبی آزاربـــاش همیشه زبانرا نگهــــدار باش. فردوسی *** پس ازمرگ نفرین بود برکســـــــی کزو نام زشتی بماند بســی. فردوسی *** بدی گرچه کردن توان بـــــــــــــاکسی چونیکی کنی بهتر آیــــــــــــــد بسی . فردوسی *** سخـ...

ادامه مطلب

تک بیتی از نشاط اصفهانی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

طاعت از دست نیاید گنهی باد کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد نشاط ا...

ادامه مطلب

تک بیتی از هاتف اصفهانی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

گر فاش شود عیوب پنهانی ما          ای وای به خجلت و پریشانی ما ما غره به دین‌داری و شاد از اسلام         گبران متنفر از مسلمانی ما هاتف ا...

ادامه مطلب

تک بیت های ناب مولانا

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۱ دیدگاه

زهی عشق، زهی عشق که ماراست خدایا چه نغز است و چه خوب است و چه زیباست خدایا - ==- من که حیران ز ملاقات توام چون خیالی ز خیالات توام - ==- قدحی دارم بر کف به خدا تا تو نیایی هله تا روز قیامت نه بنوشم نه بریزم - ==- به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم  وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم - ==- آب حیات عشق...

ادامه مطلب

تک بیت هایی از شاعران

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

تک بیتی از زنده یاد، نجمه زارع میان جاده بدون تو خوب می فهمم نوشته های غم انگیز کامیون ها را... *** همه آبادنشینان ز خرابی ترسند من خرابت شدم و دم به دم آبادترم *** تک بیتی از صائب یاد رخسار تو را در دل، نهان داریم ما در دل دوزخ، بهشت جاودان داریم ما *** تا بـوی زلـف یار در آبـادی مـــن است هر ل...

ادامه مطلب

تک بیت هایی از رهی معیری

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

جز خون دل ز خوان فلک نیست بهره ای این تنگ چشم طاقت مهمان نداشته است دریا دلان ز فتنه ایام فارغند دریای بی کران غم طوفان نداشته است رهی معیری *** من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش از دیگران حدیث جوانی شنیده ام رهی معیری *** باید خریدارم شوی، تا من خریدارت شوم وز جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من...

ادامه مطلب

سایه سنگ بر آینه خورشید چرا؟

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

سایه سنگ بر آینه خورشید چرا؟ خودمانیم، بگو این همه تردید چرا؟ نیست چون چشم مرا تاب دمی خیره شدن طعن و تردید به سرچشمه خورشید چرا؟ طنز تلخی است به خود تهمت هستی بستن آن که خندید چرا، آن که نخندید چرا؟ طالع تیره ام از روز ازل روشن بود فال کولی به کفم خط خطا دید چرا؟ من که دریا دریا غرق کف دستم بود...

ادامه مطلب

به خدا حافظی تلخ تو سوگند .....

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاق...

ادامه مطلب

با هر بهانه و هوسی عاشقت شدست....

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

با هر بهانه و هوسی عاشقت شدست فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شدست چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود گیرم که برکه ایی نفسی عاشقت شدست ای سیب سرخ غلتزنان در مسیر رود یک شهر تا به من برسی عاشقت شدست پر می کشی و وای به حال پرنده ایی کز پشت میله ی قفسی عاشقت شدست ایینه ایی و اه که هرگز برای تو فرقی نمی کند چه...

ادامه مطلب

بعد از آن

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

ازسخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم سیلیِ هم صحبتی ازموج خوردن، سخت نیست صخره ام، هرقدر بی مهری کنی می ایستم تا نگویی اشک های شمع از کم طاقتی است درخودم آتش به پاکردم ولی نگریستم چون شکست آئینه، حیرت صد برابر می شود بی سبب خود را شکستم تا ببینم کیستم زندگی در برزخ وصل ...

ادامه مطلب

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست چه سروقت مرا هم به سر وعده کشید به کف و ماسه که نایابترین مرجان ها تپش تبزده نبض مرا می فهمید آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد مثل خورشید که خود را به دل من بخشید ما به اندازه هم سهم ...

ادامه مطلب

پشیمانی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو بناز خود فزودی به هم الفتی گرفتیم ولی رمیدی از ما من و دل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی من از آن کشم ندامت که ترا نیازمودم تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی ز درون بود خروشم ولی از لب خموشم نه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی چمن از تو خر...

ادامه مطلب