برای هر کاری، اصولی ست. وقتی خوب نگاه می کنیم می بینیم ما چقدر درگیر اصول هستیم. درواقع اصول بسیاری در دور و برماست که ما را احاطه کرده است.
اصول کاری اصول زندگی اصول دین اصول دوستی اصول اجتماعی اصول تخصصی و حرفه ای اصول سازمانی و ...
آنچه که مشخص ست ، برای موفقیت در هر موردی، باید اصول آن را دانست و رعایت کرد. وقتی قرار است وارد یک فضای جدید شد و کاری را آغاز کرد، باید و باید نسیت به اصولی که بر آن محیط حاکم است شناختی بدست آورد.
و اگر به اصول مورد نظر سازمان و گروه توجه نکنی ، از آن جمع رفته رفته طرد خواهی شد. برای بعضی از افراد رعایت اصول کار سختی ست و برای بعضی اصول حکم مرگ و زندگی را دارد! بعضی با اصول، لجبازی و خود و دیگران را درگیر موجی از مسایل عجیب و غریب می کنند.
گاهی اوقات اصول جدیدی به اصول قبلی اضافه می شود و افراد را سر در گم می کند. گاهی پیش می آبد که مدیران اصولی را تعریف می کنند، پس از مدتی اصول دیگری را جایگزین می کنند و باز دوباره زمانی دیگر ، اصول جدیدتری را می آورند. آن وقت کارمند مدام با تغییر یا تغییرات مختلفی مواجه می شود و بجای آنکه ذهنش درگیر کار باشد باید هر روز منتظر اصول جدید باشد.
نوشتن دیدگاه