دیداری که مقدر نمی شود انگار

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۲ دیدگاه

دیداری که مقدر نمی شود انگار

دردی که مداوا نمی شود انگار

راهی که به پایان نمی رسد

مقصد ندارد و ساکن نمی شود انگار

از پشت سر خراب می شود پلها یکی یکی

بازگشتی که دیگر مهیا نمی شود انگار

خاطره ای نماند که شرحش روا شود

حرفی نیامده گویا نمی شود انگار

شعری نماند که کار گر افتد

دیوان نانوشته خوانده نمی شود انگار

یادش نماند چشمان باز خواب ندارد

بی ستاره مهتاب زیبا نمی شود انگار

18 / 7/ 94

2 نظر

  1. نظرات کاربران:

       سحر خانم در ۱۳۹۴/۰۸/۲۷ - ۱۲:۳۱:۵۰
    سلام خیلی خوشحال شدم دوباره به وبتون اومدم خیلی خوشحال میشم شما هم به سایت من سر بزنید

       درآمد میلیونی برای هر ایرانی در ۱۳۹۴/۰۹/۰۸ - ۱۴:۱۱:۰۶
    از وبلاگ خود درآمدی ثابت داشته باشید.
    فقط با گذاشتن پست ثابت.
    بالاترین نرخ کلیک بروی پست ثابت.
    روز به روز درآمد خود را بالا ببرید.
    تسویه حساب فوری و حداکثر 48 ساعت
    همین امروز به جمع ما بپیوندید.


    http://www.post-sabet.ir

    لازم به ذکر است پستهای ثابت ما هیچگونه باعث کندی سایت شما نخواهند شد و فقط جنبه تبلیغاتی دارند.

    نوشتن دیدگاه