مطالب نوشته شده در موضوع «مثلا شعر» (صفحه ۲)


آنجا که شعری ...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

آنجا که شعری از جیب ذهن شاعری افتاد آنجا که دستان قوی عطر گلها بر هر سکوتی مهر بهار می زد               خکستری را رها کردم آنجا که خنثی ای رها شد ذهنم سبز شد و بهار را روییدم 1...

ادامه مطلب

بی خیال و بی قرار

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

بی تو بودن سخت با تو بودن رویا بی قرار با تو بودن من بی خیال عشق من،...

ادامه مطلب

تازه تر

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

سالها از بابت دل جدا مانده ام در طلب باده و می رها بوده ام می زنم فریاد برین روزگار تا تازه تر از تازه تری آیدم   ...

ادامه مطلب

شاید تو را ببینم در وقت دیگری...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

شاید تو را ببینم در وقت دیگری این نیمه هم گذشت اما نیامدی داور حواست به ساعتت باشد وقتی اضافه گیر شاید ببینمش در دقایقی 3 یهمن 1392 (در راه تهران به ب...

ادامه مطلب

و چقدر باران هیجان آور است...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه
و چقدر باران هیجان آور است...

و چقدر باران هیجان آور است... استکانی چای ... منتظرت باشد که از زیر باران برگردی به اتاقت! *** و من چقدر امشب دوست داشتم تو بباری باران...

ادامه مطلب

پشت خط زمان وامانده ایم...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

پشت خط زمان وامانده ایم گوش هایمان را کر کرده ایم سایه های رفته مانده اند     هر گذر اکنون نشانه ی رفتن ا...

ادامه مطلب

ستاره چیدن ...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

ستاره چیدن من از آسمون تموم شد نگاه من به زندگی عوض شد نگاه من به زندگی تو بودی اما نگاه زندگی نگاهمو عوض کرد ستاره چیدن من از آسمون تموم شد.   من دلمو کنار گل نذاشتم کنار خارهای سرخ گذاشتم من خودمو اسیر چشمات کردم من خودمو قربونی تو کردم اما نگاه زندگی نگاهمو عوض کرد.   من تو را با خود می دیدم ...

ادامه مطلب

لاله و دل

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

 گل های لاله آب ندیده دل های آبی لاله ندیده حیف از لاله های چیده شده لاله های از ریشه و زمین جدا شده 13/...

ادامه مطلب

شبهای بی تو

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

شبهای بی تو شبهای بی ستاره ست شبهای بی ستاره لطفی ندارد شبهای بی تو شبهای بی لبخند است با اینکه آسمان را دوست دارم اما چند شب است با خودم لج کرده ام لج کرده ام به آسمان نگاه نکنم تو نیستی ستاره ای هم نیست 12...

ادامه مطلب

باران

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

آن شب که باران بارید ستاره ام گم کردم باران رد پایش را شسته بود...

ادامه مطلب

چقدر آشنايي برايم...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

چقدر آشنايي برايم مرا بياد خودم مي آوري آينه!... 25/...

ادامه مطلب

چقدر بوسه...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۱ دیدگاه

چقدر بوسه؟ چقدر احساس برايم آورده اي؟ از راه دوري كه امده اي اينقدر دير لب هاي بسته ات چه سوغات آورده است براي چشم انتظارت -      من – چقدر شرمنده چشم هايم شدم وقتي كه امدي و سلامي نديدم 25 / 7 ...

ادامه مطلب

رسم آب و آیینه و قرآن...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

رسم آب و آیینه و  قرآن یعنی مسافری دیگر رفتنی دیگر   به سلامت خداوند همراهمت ای مسافر دشت های بی سوار سفرت خوش باد و دمت گرم و سرت سبز منتظر آمدنت انتظار را قربانی خواه...

ادامه مطلب

ما از نوازش شاپرک ها چه می دانیم

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

ما از نوازش شاپرک ها چه می دانیم از حضور شبنم سبزی برگ ها و سرخی لاله ها چه دل انگیز است   اما از پرواز قاصدک ها چه می دانیم ما از ازندانی شب در حصار دلتنگی چه می دانیم جز هیچ 21/...

ادامه مطلب

برای خیر مقدم ستاره ها کاری نکردیم...

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

برای خیر مقدم ستاره ها کاری نکردیم برای حضور شاد اقاقی ها برای آمدن یاس سپید به محفلمان خوشحالیم آمدن خورشید به جمع ما مبارک 21/4/82                      (برای دختران خ...

ادامه مطلب