مشاعره // شروع بیت با حرف ا

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد     گناه بخت پریشان و دست کوته ماست

حافظ

 

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست     منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

حافظ

 

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت    جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

حافظ

 

از خدا جوییم توفیق ادب     بی ادب محروم ماند از لطف رب

سعدی

 

از دل تنگ اسیران قفس یاد کنید     ای که دارید نشیمن به لب بامی چند

عاشق اصفهانی

 

از دوست به یادگار دردی دارم     کان درد به هزار درمان ندهم

مولوی

 

از عشق من به هر سو در شهر، گفتگویی ست    من عاشق تو هستم، این گفتگو ندارد

شهریار

 

از گلوی خود بریدن وقت حاجت همت است      ورنه هر کس وقت سیری پیش سگ نان افکند

صائب

 

از مکافات عمل غافل مشو      گندم از گندم بروید جو ز جو

خواجه عبدالله انصاری

 

از مردم افتاده مدد گیر که این قوم    با بی پروبالی، پر و بال دگرانند

صائب تبریزی

  1. هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...

    نوشتن دیدگاه