قانون لیاقتها2

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

* از کودک فال فروش پرسیدم: چه میکنی؟

گفت از حماقت انسان ها تکه نانی در می آورم، اینها از منی که در امروزم مانده ام فردایشان را می خواهند...

* تلنگر کوچکی است،  باران،    وقتی فراموش میکنیم آسمان کجاست

* کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بودند روی ساحل نوشت: دریـــــــــــــــــــــا دزد است!!!!

مردی که از دریا ماهی گرفته بود روی ماسه ها نوشت: دریــــــــــا سخاوتمندترین سفره هستیست!!

موج آمد و جملات را با خود شست و تنها این پیام باقی ماند: حرفهای دیگران را در وسعت خویش حل کن تا دریا بمانی...

*  میـدونی بن بست زنـدگی کـجـاست ؟  جــایــی کـه نـه حـــق خــواسـتن داری  نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن

* اگه یکی تو رو نمیخواد دلیل این نیست که تو خواستنی نیستی. بدون شک تو یکی از بهترین ها هستی. اما...توی یه مسیر اشتباهی در یک زمان اشتباه به پست یه آدم‌ اشتباهی خوردی.....!

* فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست

*  باد می وزد … میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است....

ارسال شده از : abbas 6101

  1. هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...

    نوشتن دیدگاه