اگر خر نبودی پیش بیطار نرفتی

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

چشم مردی درد گرفت. نزد بیطار رفت که درمان کند. بیطار از همان دارویی که در چشم چارپایان می کرد، در دیده او کشید و کور شد!

شکایت او را نزد قاضی بردند. قاضی گفت: "بر بیطار هیچ تاوانی نیست! زیرا اگر این مردک خر نبود، پیش بیطار نمی رفت.

گلستان / سعدی

  1. هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...

    نوشتن دیدگاه