حالت شوق چیست ؟

نوشته شده توسط:محبوبه شریفی | ۰ دیدگاه

علت این که ما ترس و خوفى از خدا نداریم آن است که اطلاعى از مقامات ربوبى نداریم . و آن معنا را که در حضرت معصومین علیه السلام است تعبیر به شوق مى کنند؛ زیرا شوق عبارت است از این که فرض کنیم انسان ، محبوبى داشته باشد و پیوسته در این اندیشه و فکر است که چه موقع بشود خود را به محبوب خویش برساند و از راهى او را حاضر مى بیند و از راهى غائبشمى داند؛ مثل آن که بین انسان و محبوبش حجاب و پرده حائل است که چون پرده عقب رود او را مى بیند لکن نه تمام او را و گاهى که پرده حائل است جدیت مى نماید که بلکه بتواند حجاب را از پیش بردارد و باز او را ملاقات نماید؛ پس این حالت را حالت شوق نامند، چه در حال قرب باشد و چه در حال بعد.
آئینه شو، جمال نکو طلعتان نگر

جاروب زن به خانه و پس میهمان ببر

باید دانست که این پرده ها و این حجاب ها از ناحیه خود ما مى باشد نه از جانب محبوب ؛ چنانکه حافظ فرماید:
جمال یار ندارد حجاب و پرده ولى

غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد

در جاى دیگر فرماید:
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجاب نمودى حافظ از میان برخیز

پس معلوم شد هر که معرفتش نسبت به حق بیشتر است ، شوق و دردش زیادتر است . بى دردى ، بى درکى است !
هر چقدر پا در مرحله عبودیت بیشتر گذاریم و مدارج معرفت را بیشتر طى کنیم جهل خود را نسبت به عوالم مافوق بیشتر مشاهده مى نماییم .
تا بدانجا رسید دانش من

که بدانم همى که نادانم

آیت ا... العظمى آقا شیخ محمد تقى آملى

  1. هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...

    نوشتن دیدگاه