یکی از خواجگان بدره ای زر به غلامی داد که نزدیک فلان کس بر، اگر از تو قبول کند، تو از مال من آزادی. به نزدیک او آورد، قبول نکرد. گفت:"قبول کن که در این قبول کردن آزادی من است."
گفت: " آزادی توست و بندگی من. خود را هرگز بنده نکنم به سبب آنکه تو آزاد شوی"
منبع: روضه خلد – مجد خوافی
نوشتن دیدگاه